معماری تمیز؛ ترجیح یا ضرورت؟

اندکی بعد از این‌که به دنیای برنامه‌نویسی وارد شدم، صدایی را در درونم احساس کردم که همواره مرا به «تمیز و مرتب بودن» دعوت می‌کرد. برای این‌که این ندای درونی را بی‌پاسخ نگذارم، سعی می‌کردم در انتخاب نام متغیرها وسواس به خرج دهم ۱. اما بعد از مدتی متوجه شدم که این همهٔ آن چیزی نیست که آن ندای درونی از من درخواست می‌کند! در قدم بعد، سعی کردم از قدرت شیءگرایی بیش‌تر »